و در مورد ازدواج مسلمان با اهل كتاب (يهوديان و مسيحيان) روايات متعددى وارد شده كه بعضى آن را تجويز و بعضى ديگر منع كردهاند(17)
و به همين دليل، در فتاواى فقهاى شيعه برخى اختلاف نظرها به چشم مىخورند. با توجه به همين اختلافها، ماده 1059 قانون مدنى نكاح مسلمه با غير مسلم را ممنوع اعلام كرده، اما در مورد نكاح مسلم با غيرمسلمه سكوت كرده است؛ چرا كه بسيارى از فقها در فرض اخير، تفصيل دادهاند. به هر تقدير، قاعده درونهمسرى دينى از قواعد تثبيتشده در نظام اجتماعى ايران مىباشد و تخلّف از آن، اگر هم صورت بگيرد، بسيار نادر است. اما در مورد درونهمسرى مذهبى، با توجه به جواز شرعى ازدواج شيعيان با اهل تسنّن و عدم منع قانونى آن، به نظر مىرسد چنين قاعدهاى تحقق خارجى نداشته باشد، بجز در مورد ازدواج با افراد ناصبى كه دشمنى با اهل بيت پيامبر عليهمالسلام و شيعيان آنان را در دستور كار خود قرار دادهاند و بر حسب روايات منقول از امامان معصوم عليهمالسلام حكم كافران مشرك براى آنها ثابت شده است. از اينرو، ممنوعيت ازدواج با ناصبىها از باب ممنوعيت برونهمسرى دينى توجيه مىشود. اما در غير اين مورد، ازدواج شيعه با مسلمانان غيرشيعه ممنوعيت شرعى و قانونى ندارد، گرچه پيشينه تاريخى پيشداورىها و ستيزههاى فرقهاى و مذهبى از يك سو، و برخى تعارضهاى واقعى، كه موجب كاهش احتمال سازگارى زوجين در ازدواجهاى بين مذهبى است، از سوى ديگر، مانع رواج اين الگوى ازدواج در ايران گرديده است. 7. تك همسرى الگوى تكهمسرى الگوى غالب ازدواج در ايران، چه در دورانهاى گذشته و چه در دوران معاصر بوده است؛ همانگونه كه در ديگر جوامع چنين است. اما وجود برخى ضرورتهاى فردى يا اجتماعى همواره بخشى از مردان را به سوى چند همسرى سوق داده و اسلام نيز چندهمسرى (در قالب چند زنى نه چند شوهرى) را به شرط رعايت عدالت بين همسران و حداكثر تا چهار زن تجويز نموده است.(18)
با توجه به اينكه علماى شيعه مانند علماى مذاهب ديگر اسلامى چندهمسرى را جايز مىدانند و اختلافى در اين مسئله وجود ندارد، در گذشته چند همسرى بين شيعيان ايران همانند مسلمانان ديگر كشورها تا حدّى رواج داشته است. در سال 1353 در جهت محدودسازى چندهمسرى، قانونى به تصويب رسيد كه ازدواج دوم مرد همسردار را بجز در چند مورد ممنوع اعلام كرد. اين موارد عبارت بودند از: رضايت همسر اول، ناتوانى همسر اول از ايفاى وظايف زناشويى، عدم تمكين زن از شوهر، ابتلاى زن به جنون يا امراض صعبالعلاج، محكوميت زن، ابتلاى زن به هر گونه اعتياد مضر، ترك زندگى خانوادگى از طرف زن، عقيم بودن زن و غايب يا مفقودالاثر شدن زن. با وجود اين، در حال حاضر، دادگاههاى مدنى خاص اين قانون را به طور كامل اجرا نمىكنند؛ چرا كه بيشتر محدوديتهاى مقرّر شده با ضوابط شرعى ناسازگارند، هرچند لزوم كسب اجازه از دادگاه و اجراى عدالت بين همسران را رعايت مىكنند. در ضمن، شوراى نگهبان نيز ضمانت اجراى كيفرى اين قانون يعنى حبس شش ماه تا يك سال براى متخلّفان را مخالف شرع اعلام كرده است.(19)
به هر تقدير، چندهمسرى در دهههاى اخير به دليل گسترش انديشههاى مساواتجويانه، جايگاه پيشين خود را از دست داده و فراوانى آن به طور محسوسى كاهش يافته است، به طورى كه برخى جامعهشناسان محو كامل اين الگو را در سالهاى آينده پيشبينى مىكنند. نتايج برخى پژوهشها حاكى از آن هستند كه بيش از 90 درصد ايرانيان با چندزنى مخالف بودهاند كه اين مخالفت به تفكيك جنسيت در مورد زنان 92 درصد و در مورد مردان 89 درصد بوده است.(20)
البته اظهار نظر در مورد رفتار واقعى افراد به بررسىهاى جداگانهاى نياز دارد، ولى با توجه به اينكه كنش تابع نگرش است، مخالفت ذهنى بيشتر افراد با يك رفتار، اغلب مستلزم ترك آن است. 8. مهريه يكى از آداب و رسوم شناخته شده ازدواج در بسيارى از فرهنگهاى جهان، رسم پرداختن مهريه به زن يا خانواده او توسط داماد است. اين رسم گذشته از فرهنگهايى همچون فرهنگهاى آفريقايى، چينى و ژاپنى در فرهنگ اسلام و مسلمانان پذيرفته شده است و در حال حاضر نيز كاملاً متداول است. بر حسب پژوهشى كه در سالهاى اخير انجام شده، قريب 80 درصد ايرانيان به اين سؤال كه «آيا با رسم مهريه موافقيد؟» پاسخ مثبت دادهاند.(21)
بر خلاف اين برداشت جامعهشناختى، كه كاركرد مهريه را تضمين آينده زن پس از طلاق يا مرگ شوهر تلقّى مىكند، به نظر مىرسد در ديدگاه اسلام، اين كاركرد مورد تأكيد چندان نبوده و تشويق به كاهش ميزان مهريه و بخشيدن مهريه به شوهر از شواهد اين مدّعا هستند. به هر تقدير، گرايشى كه امروزه در بخشى از اقشار مذهبى ايران به تعيين «مهر السنّه» در ازدواجها ديده مىشود، از نمونههاى تأثيرگذارى آموزههاى شيعى بر همسرگزينى است؛ زيرا گرايش مزبور معمولاً با ارجاع به نمونه آرمانى آن، يعنى مهريه حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام تفسير و توجيه مىشود. با اينهمه، نمىتوان انكار كرد كه رويكرد اكثريت خانوادههاى ايرانى به مهريه با رويكرد ياد شده مغايرت دارد و بسيارند افراد و خانوادههايى كه به مهريه همچون ابزارى مىنگرند كه در وقت لزوم مىتواند به عنوان اهرم فشار عليه شوهر خاطى مورد استفاده قرار گيرد و پس از جدايى زن و شوهر نيز در جهت تأمين مالى زن عمل خواهد كرد. به نظر مىرسد عامل اصلى رواج چنين نگرشى را بايد در كاهش ضريب امنيت روانى و اجتماعى زنان در جامعه ايران جستوجو كرد. از نكات ديگرى كه در مورد موضوع مهريه درخور توجه است، پيوندى است كه در بسيارى از ازدواجها ميان اين موضوع و برخى كنشها يا نمادهاى مذهبى شيعه برقرار مىشود. براى مثال، اماكن مقدّس مذهبى مانند كربلا، مشهد و شام جايگاه ويژهاى در نظام ارزشى شيعيان دارند و زيارت اين اماكن از رفتارهاى مذهبى بسيار ارزشمند به شمار مىآيد. از اينرو، تعدادى از دختران ايرانى در ضمن مهريه خود، سفرهاى زيارتى را از داماد درخواست مىكنند. همچنين برخى اعداد در بينش شيعيان از جنبههاى نمادين برخوردار شدهاند؛ مانند اعداد 5، 12، 14 و 110 كه به ترتيب، به پنج تن آل عبا (پيامبر، على، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام )، دوازده امام شيعيان عليهمالسلام ، چهارده معصوم (پيامبر اكرم، فاطمه زهرا و دوازده امام عليهمالسلام ) و حضرت على عليهالسلام (به لحاظ اينكه رقم ابجدى اسم مبارك «على» 110 مىباشد) اشاره دارند. بر اين اساس، بسيارى از خانوادهها مهريه دختران خود را با اين اعداد ويژه تحديد مىنمايند و براى مثال، 14 يا 110 سكه طلا (در اين زمان، سكه بهار آزادى) از داماد درخواست مىكنند. 9. مراسم عقد و عروسى اهميت و جايگاه ازدواج در فرهنگهاى گوناگون در آداب و رسومى تجلّى مىيابد كه با مراسم ويژه عقد و عروسى همراهند. بخشى از آداب و رسوم ازدواج در ميان ايرانيان از ريشههاى ملّى، قومى يا خانوادگى و مانند آنها سرچشمه مىگيرد، اما در بين اين آداب و رسوم به مواردى برمىخوريم كه خاستگاه دينى دارند. براى نمونه، خطبه عقد و سنّت دينى اطعام (وليمه) از آداب متداول ازدواج در ايران است. در ميان همين آداب و رسوم اسلامى ازدواج، مواردى نيز وجود دارند كه به طور خاص، بينش شيعى در شكلگيرى و تداوم آنها نقش داشته است. شيعيان ايران در ايّام عزادارى مذهبى، كه يادآور حزن و اندوه خاندان گرامى پيامبر عليهمالسلام است، از برگزارى مراسم جشن خوددارى مىكنند و برعكس، بيشترين جشنهاى عقد و عروسى در اعياد مذهبى و ايّام ولادت معصومان عليهمالسلام صورت مىگيرد. عدهاى از مردم ترجيح مىدهند عقد ازدواج را در اماكن مقدّس مذهبى، به ويژه حرمهاى امامان يا امامزادگان، انجام دهند و بسيارى از افراد نيز در دوره موسوم به «ماه عسل» مسافرت به اين اماكن را برمىگزينند. همچنين گروهى از خانوادههاى مذهبى براى تبرّك جستن در امر ازدواج، براى خواندن خطبه و اجراى صيغه عقد، به عالمان دينى شيعه، به ويژه علماى سادات، مراجعه مىكنند يا از آنان براى اين كار دعوت به عمل مىآورند. در ميان آداب و رسوم ازدواج، برنامههاى شادىآفرين مانند آوازخوانى، رقص و موسيقى همواره براى بسيارى از خانوادههاى متديّن مسئلهساز بودهاند. بر خلاف ديدگاه متداول در ميان علماى اهل سنّت مبنى بر جواز آوازخوانى و استفاده از آلات موسيقى در اعياد و جشنهاى عروسى، در بين علماى شيعه اين مسئله به دليل ابهام يا تعارض روايات وارد شده، از وضوح كافى برخوردار نبوده و از اينرو، برخى حكم به ممنوعيت اين امور داده و برخى به جواز مشروط آن قايل شدهاند. در نتيجه، عموم مردم نيز شيوههاى ناهمانندى در قبال اين امور در پيش گرفتهاند؛ جمعى از متديّنان به طور مطلق از اين امور اجتناب مىورزند و حداكثر به قرائت اشعارى در مدح پيامبر و آل او عليهمالسلام و به اصطلاح، «مولودىخوانى» بسنده مىكنند؛ عدهاى ديگر با رعايت بعضى حدود و تحفّظات شرعى، مراسم را به صورت شادتر برگزار مىكنند و در برابر اين دو گروه، گروه سومى قرار دارند كه انواع وسايل و شيوههاى شادىآفرين را بدون محدوديت به كار مىگيرند. روشن است كه تحت چنين شرايطى، گاه تنشها و كشمكشهايى بين خانوادهها و خويشاوندان عروس و داماد بروز مىنمايند. نكته ديگر در اين رابطه، هزينههاى سنگين اين مراسم است. اصولاً از نظر دينى و مذهبى، نگاه مثبتى به مراسم پرهزينه و باشكوه وجود ندارد و الگوى مذهبى مورد احترام شيعيان، به ويژه الگوى ازدواج حضرت على و فاطمه عليهماالسلام ، اين نگرش سادهگرايانه را به طور واضح منعكس مىنمايد. بر حسب برخى تحقيقات، در سالهاى اخير، گرايش به ساده برگزار كردن مراسم ازدواج در بيشتر ايرانيان مشاهده مىشود و بين 57 تا 77 درصد مردم با مراسم باشكوه و پرهزينه مخالفند.(22)
با اين همه، در كنار تأثير ارزشهاى مذهبى در اين گرايش، نبايد احتمال دخالت عوامل ديگرى مانند فشارهاى اقتصادى و ضعف نسبى پيوندهاى خويشاوندى را از نظر دور داشت. فشارهاى اقتصادى باعث مىشوند افراد و خانوادهها تا حدّ امكان در جهت كاهش هزينههاى اضافى تلاش كنند و نفوذ خويشاوندان كه پيش از اين مىتوانست برخى هزينهها و تشريفات زايد را ايجاب كند، امروزه در سطحى نيست كه اين امور را بر زوجهاى جوان، كه آزادى و استقلال بيشترى را تجربه مىكنند، تحميل نمايد. 10. ازدواج موقّت يكى از ويژگىهاى مذهب تشيّع، كه آن را از ديگر مذاهب و فرق اسلامى متمايز مىكند، اعتقاد به جواز ازدواج موقّت يا عقد متعه است. ويژگى اين نوع ازدواج در مقابل ازدواج دايم، مدتدار بودن آن است؛ يعنى زمان مشخصى در قرارداد ازدواج تعيين مىشود و با پايان يافتن آن زمان، ازدواج به خودى خود و بدون نياز به طلاق خاتمه مىيابد. به نظر مىرسد برخى ضرورتها مانند عدم امكان تشكيل خانواده، نازايى زن، دورى مرد از خانه، بعضى بيمارىها و امورى از اين دست، در تشريع اين نوع ازدواج در اسلام مؤثر بودهاند. در واقع، كاركرد مطلوب ازدواج موقّت، ارضاى نيازهاى جنسى و بعضا توليد مثل در موارد ضرورى بوده؛ يعنى مواردى كه خانوادهاى براى تأمين اين كاركردها در دست نيست يا اگر هست، توان ايفاى اين كاركرد را ندارد. ولى اين الگوى ازدواج از همان آغاز، يعنى از زمان حيات پيامبر گرامى صلىاللهعليهوآله با چالشهايى روبهرو شد و در زمان خليفه دوم ممنوع گرديد. ممنوعيت مزبور على رغم آنكه برخى از بزرگان اهل سنّت به جواز آن قايل بودند، سرانجام در بين عامّه مسلمانان تثبيت شد و رسميت يافت و تنها شيعيان اهل بيت پيامبر عليهمالسلام به استناد احكامى كه از آن بزرگواران دريافت كرده بودند، اعتقاد خود به جواز ازدواج موقت را تداوم بخشيدند. در عين حال، به سبب انزواى اجتماعى شيعيان در سدههاى آغازين اسلام، ازدواج موقّت هرگز جايگاه واقعى خود را به دست نياورد و حتى در محيطهاى شيعى به عنوان عملى نابهنجار يا دست كم نامتعارف باقى ماند. امروزه ازدواج موقّت در قوانين ايران پذيرفته شده است و بر خلاف برخى احكام دينى، كه ممكن است با اوضاع و شرايط كنونى ناسازگار به نظر آيند، اين ازدواج در نگاه بسيارى از كارشناسان امور اجتماعى الگويى مترقّى و متناسب با اقتضائات اين زمان را به نمايش مىگذارد. در حالى كه در فرهنگهاى غربى و شبه غربى الگوهاى متنوّعى مانند ازدواج آزاد، ازدواج آزمايشى و همخانگى (زندگى مشترك زن و مرد بدون ازدواج) جايگزين ازدواج سنّتى شده يا در حال رقابت با آن هستند، ازدواج موقّت به دليل برخى ويژگىهاى منحصر به فرد، قابليت آن را دارد كه در سطح ملّى و بلكه در سطح جهانى به عنوان الگويى كارآمد مطرح شود. از ويژگىهاى مهم اين الگو، كاهش تعهدات متقابل زوجين به حداقل و در عين حال، حفظ برخى مسئوليتها براى جلوگيرى از تبديل رابطه جنسى به بىبند و بارى جنسى است. در نتيجه، شاهد الگويى ضابطهمند و مشروع براى ارضاى نياز جنسى در خارج از چارچوب خانواده هستيم و با توجه به اينكه يك ركن مالى يعنى مهريه نيز در اين نوع ازدواج لحاظ شده، در صورت اِعمال صحيح اين الگو، مىتوان كاهش چشمگير پديده روسپيگرى را نيز انتظار داشت. اين سخن منقول از مولاى متّقيان حضرت على عليهالسلام به همين نكته اشاره دارد كه مىفرمايد: «اگر خليفه دوم مبادرت به منع ازدواج موقت نكرده بود، هيچ كس جز افراد نگون بخت، مرتكب عمل زنا نمىشدند.»(23)
به دليل همين ويژگىها، در ايران و برخى مناطق شيعهنشين مانند لبنان، اصل اين الگو تقريبا از سوى تمامى صاحبنظران دينى و اجتماعى معاصر تأييد شده است و اگر اختلافى وجود دارد به چگونگى اِعمال آن بازمىگردد. نگرانى از سست شدن بنياد خانوادهها، سوء استفاده مردان متأهّل، تضييع حقوق زنان و امورى از اين قبيل، باعث دشوارى تصميمگيرى جمعى درباره اين موضوع شدهاند، ولى در مجموع، زمينه براى دستيابى به يك راهبرد كلى در اين رابطه فراهم مىباشد و بر خلاف ديگر كشورهاى اسلامى، كه به سبب حاكميت فقه سنّى، هنوز به راه حلّى براى مشكل عدم مشروعيت اين الگو دست نيافتهاند، كشور ايران از نظر امكان رفع بسيارى از مشكلات ناشى از گسترش روابط اجتماعى دو جنس، در وضعيت بسيار مناسبترى قرار دارد. از ديدگاههاى صاحبنظران كه بگذريم، در بين خودكنشگران اجتماعى نيز گرايش به سمت اين الگو كم و بيش مشاهده مىشود و به رغم نگرانىهاى ياد شده و با وجود نگرش منفى بسيارى از افراد نسبت به آن، كه به طور طبيعى باعث رواج مخفىكارى در اين رابطه مىشود، برخى آمارها حاكى از آن هستند كه عدهاى از افراد حتى اقدام به ثبت ازدواج موقّت خود در دفاتر رسمى ازدواج مىكنند. براى نمونه، طبق گزارش سازمان ثبت اسناد و املاك در سه ماهه نخست سال 1382، تعداد 119 ازدواج موقّت در دفاتر رسمى ازدواج ثبت گرديده است.(24)
با توجه به فضاى موجود جامعه و نگرشهاى منفى ياد شده، انجام پژوهشهاى ميدانى دقيق در اين خصوص تا حدّى ناممكن به نظر مىرسد و به اين دليل، نمىتوان آمار واقعى ازدواج موقّت را به دست آورد، ولى اين مطلب مسلّم است كه عدهاى از افراد به طور آشكار يا پنهان، اين الگو را به كار مىبندند و گروه ديگرى كه با توجه به قراين موجود تعدادشان بيش از گروه نخست است، به دليل ناآشنايى با الگوى مزبور و كاركردهاى مثبت آن به سمت روابط نامشروع جنسى كشيده مىشوند كه در صورت توجه و اهتمام مسئولان امور و اتخاذ تدابير لازم، از جمله گسترش برنامههاى آموزشى، مىتوان روابط نامشروع و كج روانه بسيارى از اين افراد را با كمترين هزينه به روابط مشروع مبدّل كرد.
پی نوشتها:
17. ر. ك: شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 14، ص 410 ـ 420.
18. در مورد فلسفه چند همسرى ر. ك: شهيد مرتضى مطهّرى، نظام حقوق زن در اسلام.
19. ر. ك: ناصر كاتوزيان، حقوق مدنى: خانواده، ج 1، ص 118.
20. ر. ك: منوچهر محسنى، پيشين، ص 94.
21. ر. ك: همان، ص 95.
22. ر. ك: همان، ص 83.
23. شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 14، ص 440.
24. به نقل از پايگاه اينترنتى: WWW.zanan.co.ir
منبع: فصلنامه شيعه شناسي